یکشنبه بیستم شهریور 1384
شهر كلار نمایشگاهی گویا!
بهشت فراعنه "كرد" و دوزخ كارگران،زنان و اكثریت جامعه!
عبدالله شریفی
روز۷ سپتامبر، هزاران نفر از مردم شهر كلار واقع در كردستان عراق، با فراخوان ، (انجمن مدنیت شهر كلار) و( انجمن تغییر زندگی)، در اعتراض به كمبود آب و برق و امكانات معیشتی و در اعتراض به چپاول و اختلاس سران احزاب ناسیونالیست كرد، به خیابان آمدند.
روز چهارشنبه ۷ سپتامبر شهركلار شاهد كشمكش و زد و خورد خونین مردم بستوه آمده و دارودسته مسلح حزب جلال طالبانی بود. مردم در دفاع از زندگی خود، در اعتراض به غارتگری سران احزاب خود گمارده ناسیونالیست كرد، در اعتراض به دزدی و ارتشا و تاراج "مسئولین" ، فساد اداری و كمبود امكانات اولیه زندگی، نفرت و انزجار خود را از دارودسته مسلح و خود گمارده احزاب قومی نمایش دادند. تجمع چند هزار نفر از شهر كلار در دفاع از مدنیت وزندگیشان، با خشونت روبرو شد، مردم شهر كه فكر كرده بودند "علی آباد هم شهری است!" در این تجمع، هیئت نمایندگی خود را به قصد مذاكره با "مقامات اداری" شهر میفرستند كه همانجا جلو چشمان مردم، نیروی مسلح آسایش(اطلاعات و امنیت حزب جلال طالبانی)، هیئت را دستگیر كرده و یكی از اعضا هیئت به اسم ریبین را زیر ضرب و شتم میگیرند. موج خشم و اعتراض به این وحشیگری صفوف مردم را گسترده تر و فشرده تر میكند. مردم در صفوف منظم دست به راهپیمایی میزنند، كه با مقابله باند مسلح اتحادیه میهنی(یكیتی نیشتیمانی) و آسایش نیروی اطلاعات و امنیت این حزب روبرو شدند. این دستجات ضد مردم و ضد آزادی بروی اعتراضات مسالمت آمیز مردم شهر كلار آتش گشودند و در نتیجه متاسفانه ١٠ نفر زخمی و یك نفر كشته میشود.
امروز دستجات مسلح قومی و مذهبی، عاملین ترور و كشتار مردم، نیروی مخرب رها شده به جان و زندگی مردم، به دلیل آویزان بودن مدنیت جامعه، به دلیل شرایط برزخی كه بر جامعه عراق تحمیل كرده اند، این جا و آنجا و هر یك با زور و قلدری بر سرنوشت مردم تحمیل شده اند و به سركوب و اخاذی جامعه را به تباهی كشانده اند. مدت ١۴ سال گذشته كه عراق صحنه ویرانسازی و اشغال نظامی و تاخت و تاز جریانات ارتجاعی مذهبی و قومی بوده است ، شهر كلار اولین شهر و اولین تجربه نیست كه قلدری دارودسته های مسلح قومی را تجربه كرده باشد. ما روزانه شاهد كشتار، سركوب، انتحار و انفجار، جنگ و خونریزی در اقسا نقاط عراق هستیم.
سال ١٩٩٩ در همین شهركلار، مردم آواره و بی سر پناه كه برای گرفتن تكه نان بخور و نمیر تجمع كرده بودند با تیراندازی دستجات نظامی اتحادیه میهنی مواجه شدند و در آن ماجرا چند نفر زخمی و یك شهروند به اسم احمد نجم الدین كشته شد.
دسامبر سال ١٩٩۵ مردم شهر كلار در اعتراض به نا عادلانه بودن تقسیم مواد غذایی، در اعتراض به دزدی مسولین و دارودسته مسلح حزب "مام" جلال و گرسنگی مردم، تجمع میكنند و همانجا دستجات مسلح حزب جلال طالبانی بسوی مردم تیراندازی كرده وانور محمد رضا یك شهروند كلار با ضر كشته میشود.
لیست طویل و پرونده قطور قتل و آدمكشی و اعمال ضد آزادی یكیتی نشتمانی بر شهروندان جامعه كردستان پوشیده نیست، طی سال جاری در شهر سلیمانیه همین حزب و باند مسلحش به روی پیكت تاكسیرانان بیكار شده، آتش گشودند. یك ماه قبل تظاهرات مردم سلیمانیه را در حمایت از اعتصاب مردم شهرهای كردستان ایران را به گلوله بستند. این هنوز لیست كوتاهی از اعمال ضد مردمی و جنایت سركوبگرانه جریانات قومی در كردستان عراق است. ترور هزاران زن، تهاجم مسلحانه به مراكز دفاع از حقوق زنان و كودكان، حمله و نقشه مشترك با سران رژیم اسلامی ایران و یورش نظامی به دفاتر حزب كمونیست كارگری عراق ، همدستی درحمله نظامی به پایگاههای حزب دمكرات مستقر در كردستان عراق، جنگ داخلی چند ساله، فقر و فلاكت و آوارگی، تنها گوشه ای از پرونده قطور حزب جلال طالبانی و دستجات مسلح قومی كرد در كردستان عراق است.
در جامعه ای كه تمام فونكسیونهای اجتماعی را از كار انداخته اند، جامعه ای كه مدنیت با هر نرمی معلق است، جامعه ای كه مدرسه و كارخانه و كوچه و خیابانش محل جنایت و ترور و كشتار مردم است ، جامعه ای است كه مدنیت را تخریب كرده اند، جریاناتی كه امروز گستاخانه بروی مردم آتش میگشایند خود عامل این فلاكت هستند، میكروبهایی هستند كه فقط در این اتمسفر قادر به حیاتند، نیروی ناپایدار سناریوهای سیاه و جهنمی هستند كه با چرخش جامعه عراق به كمترین مدارج مدنیت، كل این دستجات مسلح نیز باید برچیده شوند. اینها جریانات ضد تمدن و ضد آزادی اجتماعی هستند كه در تاریكخانه بی افقی و عدم امكان و حضور نیروی اجتماعی مردم بودنشان به این صورت مقدور است.
ما باره ها گفته ایم كه رمز سعادت و آزادی جامعه در استوار بودن بر موازین انسانی و درانسان محوری آن است. جامعه ای كه بر مبنای قوم، مذهب، جنس، ملت، و سایر تقسیمات جعلی انسانها اداره شود، جامعه ای كه بر محور تفرقه و نفرت "خودیها" بر غیر "خودیها" بچرخد، اولین قربانیانش همان "خودیها" هستند.
ناسیونالیسم و قوم پرستی كرد، زیر سایه جنگ و اشغال، در میمنت دیپلماسی آستان بوسی آخوند اسلامی و ژنرال حكومت تركیه و با سفارش سیا و پنتاگون سلطه خود گمارده بر چند شهر كردستان را بكف آوردند، نتیجه چنین "حكومتی" بهتر از این نمیتواند باشد!.
این قبیل تجارب خونین می باید قویترین ستونهای توهم خرافه ناسیونالیستی را ذوب كند. در حالیكه هر رهگذر به سلیمانیه و اربیل، متوجه نتیجه این ١۴ سال آشتفه بازار در جامعه كردستان میشود. اقلیتی ناچیز با اتكا به زور و اسلحه، زیر سایه قدرت اشغالی آمریكا و در كنار جریانات تروریستی اسلامی، روزی خود را رئیس جمهور و روزی خود را صاحب قانون و روزی پارلمان و غیره می نامند و به غارت دسترنج و امكانات جامعه كاخهای فرعونی خود را راه انداخته اند. از هر جوان سلیمانیه آدرس محله فرعونها را بپرسید، با خشم و زبان پر از درد و نفرت به شما میگوید كه محله فرعونهای "كرد" كجا است و چه امكاناتی دارد، و فرقش با محلات آزادی، مجید بگ، شسصت متری، هواره به رزه و غیره چیست؟!!! اینها ثروت جامعه را چاپیده اند، حتی به نان گرو گرفته مردم، به داروی گرو گرفته كودكان رحم نكرده و بازار تجارت و غارت بنا نهاده اند. مردم باید بدانند كه فدرالیسم قومی در بهترین حالت همین است، اگر كسی دنبال تجربه حكومت خودی جنبش كردایتی سرگردان است، باید بفهمد كه كل ماجرا یعنی همین داستان است، این اوج اقتدارشان بود، این١۴ سال زمانی بود كه معلوم شد كه این جریانات حتی در فكر حل مسله كرد، رفع ستم ملی، تشكیل دولت و غیره نیستند. اینها ظرفیت دولتداری متعارف جوامع مدنی امروز را ندارند، شاگردان سردار سپاه پاسداران رحیم صفوی، بازماندگان فرهنگ سیاسی عشایر و خان خانی،آبدارچیان خان لفت و لیس دول منطقه هستند. برای انها اوج یعنی نهایت چپاول و غارت، اینها به آینده مردم زندگی و مدنیت مردم،فقر و فاقه مردم، به امكانات زیستی و آب و برق و خوراك مردم تا زمانی كار دارنند كه بازار اخاذیشان بچرخد. هر اعتراض مردم را با اسلحه و زندان جواب میگویند و به هر اندازه بیشتر و ماندگار تر شوند در بكارگیری اعمال سركوب و ترور دست درازی بیشتر خواهند كرد.
مردم كلار با ایجاد انجمنهای مستقل توده ای خود به خیابان آمدندند، مردم كلار الگوی تشكل اجتماعی در دفاع از مدنیت را به صحنه سیاست عراق و كردستان اضافه كردند، الگوی قابل تكثیر، مردم كلار گفتند كه این بساط، نه دولت است، نه قانون است، نه مدنیت... گفتند كه نمیخواهند در جنگل سلطه قوم و مذهب، فرهنگ وتمدن و زندگی و حیاتشان نابود شود، تن به نیروی مخرب و ضد مدنی رها شده قومی و مذهبی نمیدهند. دیروز مردم شهر رانیه با همین پیام در تجمعات صدها نفره خود در مقابل راهزنی و گردنه بگیری احزاب قومی ایستادند و امروز كلار،.
این الگو میتواند وسیعا در سراسر عراق با قدرت تكثیر و پخش شود، اما شرط و تضمین پیروزی این نوع تحركات سیاسی در افق سیاسی آن است. امروز كنگره آزادی عراق، با ید ظرف متحد كردن صدها تشكل مانند، تشكلهای توده ای دفاع از مدنیت و دفاع از زندگی مبدل شود و نقش ایفا كند. امروز در تمام شهرهای كردستان عراق نفرت مردم از بی افقی و آینده تار، از فقر و نداری، از حل اسلامی نظامی مسله كرد ، متوجه جریانات ناسیونالیست كرد شده است، این خود سرآغاز مرحله ای است كه نباید فقط در نفرت كور منفعل باقی بماند، باید این سیر توهم زدایی بصورت تحركات اجتماعی، بصورت ایجاد تشكلات و امكان یابی دخالت مردم در سرنوشت خود معنی پیدا كند.
در چنین مقاطعی است كه جامعه به بازبینی افقها و راه حل ها میپردازد، جامعه در جستجوی رهبر و رهگشا است، راه حل ها، امكان در معرض انتخاب شدن قرار میگیرند، جامعه عراق امروز بشدت به یك راه حل انسانی نیاز دارد. این شرایط بار دیگر ، كمونیستها و آزادیخواهان جامعه را در مقابل وظایف خطیر قرار میدهد. جامعه با تجربه كردن تمام راه حل ها، با رفتن و با كوبیدن همه درها، با آزمون همه راههای "ممكن"، سرانجام توجه خود را به راه حل انسانی معطوف میكند، جهنمی كه جریانات قومی و اسلامی در عراق و كردستان عراق بپا كرده اند، اكنون بیش از پیش كمونیسم كارگری و جبهه آزادیخواهی را بار دیگر برای رها شدن و رها كردن، فرامیخواند.
حزب كمونیست كارگری باید در راس این جبهه به تقابل آلترناتیوها برود. باید جبهه وسیع جهان متمدن را حول پرچم خود برای رهایی جامعه عراق بسیج كند.
چهارشنبه نهم شهریور 1384
اكتبر
یکشنبه ششم شهریور 1384
نگاهی مجدد به اعتصاب عمومی شهرهای كردستان!
آنچه كه كمونیستها و آزادیخواهان جامعه باید بدانند!
بر خلاف محتوی و شكل مبارزه متحدانه مردم در اعتصاب عمومی شهرهای كردستان، ١۶ مرداد امسال، مباحث حول این رویداد در میان جریانات سیاسی در سطحی نازل و عقب مانده پیش رفت. این حركت هماهنك و متحد، با مطالبات انقلابی، بخش زیادی از نیروهای سیاسی را نه تنها خوشنود نكرد بلكه حول آن به بدترین وجه ممكن نفرت پراكنی كردند.
سوال این است كه چرا باید جایگاه احزاب سیاسی را در ابعاد متفاوت مروركرد؟ چرا باید درسهای این تحرك اجتماعی را تحلیل و بررسی كرد؟
ما باره ها از زوایای مختلف به روایات "چپ" و راست، راجع به این حركت اعتراضی گفته ایم و نوشته ایم. آنچه من در این نوشته قصد دارم تعقیب كنم، روشن كردن سایه روشنهایی است كه جریانات سیاسی مختلف با هدف معین در این رابطه و در امتداد این اعتراضات تلاش میكنند بوجود آورند، ابهام پراكنی شكست خوردگانی كه سعی میكنند بهت و قامت واقعی این تلاش مشترك و متحد مردم را منحرف جلوه دهند.
صورت مسلئه چیست؟
بعد از مضحكه انتخابات ریاست جمهوری رژیم ایران، با ترور و شكنجه جوانی و طرح ترور چند نفر دیگر، در شهر مهاباد، رژیم با مقابله مردم این شهرروبرو شد. ابعاد این حركت به سرعت به شهرهای دیگر، ابتدا در مناطق شمالی كردستان ایران و سپس به مناطق جنوبی كشیده شد. نظامی كردن و بگیر و ببند و كشتار و و ارعاب نتوانست مردم انقلابی و مبارز را عقب براند. تا اینجا هنوز افقهای مختلف بر فراز تحركات مردم در گشت و گذار بود، قوم پرستان كرد، بسیج شده بودند تا مهر ارتجاعی ترین افق را بر آن بزنند. حقیقت این است تا مقطع حركت مردم سنندج با خواسته های معین و انسانی، هنوز مطالبات كنكرت، شعار مردم نبود. فراخوان تفرقه افكنانه جریان قوم پرست پژاك به مردم، كه" پرچم كردستان را بدست بگیرد" با عكس العمل به موقع حزب حكمتیست مواجه شد. مردم جوابی به پژاك و قوم پرستان معلوم الحال ندادند. مردم با شعارهای رادیكال و انسانی خود خواهان آزادی دستگیر شدگان و محاكمه عاملین كشتار مردم شدند. در این موقع از طرف سازمان كردستان حزب كمونیست ایران (كومه له)، فراخوان اعتصاب عمومی با مطالبات، خروج نیروهای نظامی از شهر ها و محل كار و زندگی مردم، آزادی تمام دستگیر شدگان، و محاكمه و مجازات عامین كشتار مردم، داده شد. حزب حكمتیست از این فراخوان حمایت كرد و در قدمهای بعد نه تنها بصورت حمایت بلكه بعنوان دخالت كننده فعال، در این حركت شركت كرد. اكنون بعداز گذشت ٢ هفته از آن اتفاق، هنوز مباحث حول آن در جریان است. هنوزتلاشهای متحد كننده ما برای آزادی بی قید و شرط دستگیر شدگان در جریان است، هنوز فضای اعتراضی جامعه كردستان ملتهب است. در این رابطه سوالات متعددی وجود دارند كه باید جواب بگیرند من اینجا به چند سوال اساسی میپردازم.
باید دید كه چرادر متن تحولات جاری فالانژترین بخش جنبش ملی، یعنی بخشی ناشناخته و كانگستر قوم پرست كرد مجال تحرك پیدا میكند؟ پژاك شاخه ای از پ ك ك است كه تا همین حالا هم توسط جناحی از فرماندهان سپاه پاسداران حمایت و لانسه میشود، امری تصادفی نیست كه سایت بازتاب سر به محسن رضایی مرتب و با بهانه های گوناگون پژاك را به رخ این و آن میكشد، اما این كل منظره را تعریف نمیكند، ناسیونالیسم كرد و حزب سنتی و رسمی آن، حزب دمكرات، همیشه در قبال تحركات رادیكال مردم فلج میشود. تلاش این جریان در مهار خیزشهای رادیكال و وسیع مردم و ساخت و پاخت از بالا جز لایتجزای سیاست این حزب بوده است. بقول رهبرانشان در داغ ترین مراحل جنب و جوش مردم در گوش گاو خوابیده اند،این بار كم تحركترین جریان بود كه در حاشیه قرار گرفت. البته معمولا بحران درونی احزاب ناسیونالیست و راست با اوجگیری اعتراضات رادیكال و انقلابی مردم تشدید میشود، مسیری كه این جریانات با وجود اینكه خود در عراق جلو صحنه بازی داده شده اند، ناكامیها، برملا شدن ماهیت واقعیشان برای مردم ، سیمای اینها را همانطور كه میبایست باشند نمایش میدهد. توهمات نیروی جنبش ناسیونالیست كرد، در عراق، بعد از این همه جنایت تفرقه پراكنی و فقر و بی حقوقی مردم كه سرانجام دارد به تسلیم سفید آنها به زیر پرچم اسلامیهامنجر میشود، بی افقی و بی آیندگی موقعیتشان علیرغم "رئیس جمهور و پارلمان و حكومت"، امیال و امید بخش وسیعی از جنبش ناسیونالیستی را به ورطه ناامیدی و سلب اعتماد واقعی به این احزاب كشانده است. بدتر اینكه در ایران، با اوج مبارزات مردم و به میدان آمدن وسیع آنها، امید به پروژه عراقیزه كردن ایران نزد نیروی این جنبش با تردید و تزلزل مواجه شده است. بی افقی آمریكا در عراق، شكست سیاسی و حتی نظامی میلتاریستی، امید به عراق دیگر در ایران را نزد این جماعت تار كرده است . از طرفی دیگر با روی كار آمدن احمدی نژاد و بخش فشرده و فوق ارتجاعی اسلام سیاسی، جریانات موسوم به" اصلاح" طلبان كرد را با آن قالب از میدان بیرون ریخت و بی خاصیت شدند. این فاكتورها ضربدر نفوذ و حضور كمونیسم كارگری، وجود شبكه قوی از رهبران كمونیست مورد اعتماد مردم، تاریخ ویژه حضور چپ و كمونیسم در تحولات جامعه كردستان، وجود تحزب كمونیستی با حضور حزب كمونیست كارگری حكمتیست، برای اثبات این ادعا باید اشاره كرد كه اكنون دو هفته است كه رهبران كمونیست، مجید حسینی و عبدالله دارابی همراه گارد آزادی در دل همین میلتاریزم مردم را سازمان میدهند، كمونیسم را اشاعه میدهند و... این كار بدون نفوذ اجتماعی كمونیسم در جامعه ای كجا ممكن میشد. كل این عوامل، شرایطی را در جامعه كردستان بوجود میاورد كه تاخت و تاز جریانات ناسیونالیست را كند میكند. علاوه بر این فاكتورهای با ثبات، باید به بحران درون حزب دمكرات، كه هنوز در جنگ كرسی و غیره در گیجی شماره شش و هفت اعضا دفتر سیاسیشان باید شكایت ها را به بارگاه مسعود بارزانی ببرند،نیز اشاره كرد، امیج ضعیف و ناتوانی این حزب در جمع كردن نیروی جنبش ناسیونالیستی، امكان ظهور باند سیاهیهایی را در درون جنبش كردایتی میدهد، ساختن و پرداختن سازمان زحمتكشان در دوره ای و اكنون ساختن و پرداختن جریانی بی ریشه و بی پایه مانند پژاك بر این متن هر چند موقتا اما ممكن میشود. این بحث ما را به اهمیت و ضرورت حضور و دخالت فعال جریان كمونیستی و حكمتیستی میبرد، جریانی كه با دخالت فعال رنگ و افق انسانی را در تحركات اخیر غالب كرد. میگویند كه آیا نمیشد خود به تنهایی به پای سازمان دادن اعتصاب میرفتید؟ آیا درست بود كه از كومه له حمایت كردید؟باید جواب این سوال را از دریچه منافع جامعه باید داد، كسی كه ازسرمنافع فرقه ای سازمان و این حزب و آن حزب به جواب این سوال بنشیند از همان جوابهای سطحی فرا نخواهد رفت، اتفاقا این جسارت از زاویه تقویت چپ جامعه، از زاویه منافع عمومی جنبش سرنگونی بدست مردم، كار هر كسی نیست، كومه له با هر انتقادی كه ما به سیاستهایشان داریم، بعداز دو دهه اولین بار است كه چنین تصمیم درست و رادیكال گرفته است، مشكل ما با رهبری كومه له دفاع شرمگینشان از تاریخ و كمونیسم و سوسیالیسمی است كه با هر تفسیر خود را به آن نسبت میدهند، سكوت چندین ساله در مقابل ناسیونالیسم كرد اولین قربانی ها را خود رهبری كومه له گرفته است. بخش راست درون كومه له از بی تحركی سیاسی چپ آن قوت گرفته است، ما بدون خوش داشتن و نداشتن كسی از این تصمیم درست، در جهت منافع عمومی جنبش مردم، حمایت كردیم. نه تنها حمایت بلكه فعالانه دخیل شدیم، در هدایت و رهبری آن سنگ تمام گذاشتیم. با این حركت مسئولانه نه تنها چپ و جبهه سوسیالیستی و آزادیخواهی جامعه را در مقابل جمهوری اسلامی و ناسیونالیستها قوی كردیم، بلكه زبان چپ درون كومه له را علیه راست آن باز كردیم. اینكه نفوذ سازمانی حزبی را با این حركت سنجیدن نهایت سطحی نگری است. كومه له آوازه چندین ساله كمونیسم در جامعه كردستان را با خود دارد، توجه باید كرد كه اكنون جریان قوم پرست و ارتجاعی موسوم به سازمان زحمتكشان هم خود را كومه له معرفی میكند، سایت بازتاب و جریانات راست و ناسیونالیستی ایرانی هم آنها به اسم كومه له معرفی میكنند، اما آیا اگر مثلا این جریان چیزی میگفت مردم وقعی میگذاشتند؟! بی تردید نه، پس نفوذ كمونیسم در جامعه، كمونیسمی كه به كمتر از رهایی انسان، رفاه و آزادی كامل راضی نیست، این حركت را به جوش آورد. اما نماینده این كمونیسم در هر سایزی و اندازه ای، واقعا كیست؟ مگر غیر این است كه حكمتیستها هستند.
جنجال پلاك پنجا و هفتیها!
تنها راست ناسیونالیست و قوم پرستان كرد نبودند كه بازندگان این تحرك به حساب میایند، بلكه رهبری جدید حزب كمونیست كارگری ایران، نیز در زمره جنجال بپا كردنهای بی پایه بودند.این جریان در دفاع از قوم پرستان كرد وارد زمین بازی شدند و با فحاشی به حكمتیستها به رختكنها روانه شدند.
متاسفانه این حزب بعد از جدایی ما، بعد از تلفات و لطماتی كه به جنبش كمونیستی و جبهه آزادیخواهی زدند، روز بعد از روز در سراشیب سقوطی منحط قرار گرفته اند.
این جریان از هشدار ما به مردم كه دنبال جریانات و شعارهای قوم پرستانه نروند، آزرده خاطر شدند، گفتند كه مانع آمدن مردم به خیابان و مانع "انقلاب" هستیم. با كمال تاسف این جریان علیرغم تلاش منصور حكمت و نقد مدون از خلقگرایی از انقلاب همگانی و.... باز اكنون در قالب جدید مصرانه نمایندگی توهمات انقلاب همگانی را بعهده گرفته اند. انگار نه انگار نقد ماركسیسم انقلابی در كنكره اتحاد مبارزان را تجربه كرده باشند، انگار نه انگار كه كمونیسم كارگری منصور حكمت را شنیده باشند. این جریان با هر جنجالی، انقلاب انقلاب راه میندازد و دنبال هر جریانی میفتد. روزی روی ترك اسب هخا میخواهد "انقلاب" كند، روزی الاهواز، روزی همراه پژاك در یك نقطه و یك ساعت، مردم را به "قیام" دعوت میكنند. متد، روش، طرز تفكر، در تمام ابعاد كارشان همان پلاك پنجاه و هفتی ها نمایش میدهد.
این جریان در حرف چپ نما و در عمل راست است، نامسئول و ناسنجیده میرود و میاید. این جریان با سكولاریسم، سكولاریسم و انقلاب عمومی راه به جایی نمیبرد. اینها نهایتا به قطبی از جامعه پیوند میخورند، اگرچپ پوپولیست انقلاب ۵۷ دنبالچه جنبش ملی مذهبی بودند، اینها دنبالچه ناسیونالیسم محافظه كار ایرانی خواهند شد.
عدم حساسیت اینها به قوم پرستی همین است، اما كمونیستهای جامعه ما آكاه هستند، میدانند كه طراحان انقلاب مخملی ها و انقلاب همه با هم ، امروز دیگر محصول پنتاكون و سازمان سیا است، قوم پرستی هم همچنین، به آسیا میانه نگاه كنید ، لابد طراحان انقلاب مخملی كشور های قرقیزستان و ازبكستان از پشت تریبون معلومند.
بطور یقین كمونیستها و آزادیخواهان كسانی كه خواهان جارو كردن كثافت اسلامی بر زندكی و جان مردم هستند، كسانی كه قلبشان برای آزادی و برابری و رفاه جامعه میطپد، باید این حركت جسورانه و ضد فرقه ای، حكمتیستها را در تقویت چپ و آزادیخواهی جامعه ارج بگذارند، باید حول پرچم چنین حزبی كه میخواهد پرچم رهایی انسان را بر فراز مبارزات مردم برای پیروزی، برافرازد، بپیوندند. منشور ما برای سرنگونی جمهوری اسلامی، خواست و امیال مردم آزادیخواه برای پاك كردن كامل حكومت اسلامی را نمایندگی میكند، حول این منشور باید متحد شد.
