پنجشنبه دوازدهم آبان 1384
اعلام تشكیل گارد آزادی و هراس ناسیونالیستها!
( در حاشیه جنجال اخیر جریانات دست راستی
حول پلنوم سوم حزب حكمتیست)
حدود ١٠ ماه قبل سمینار مركزی بنا به تصمیم پلنوم اول حزب حكمتیست، منشور سرنگونی جمهوری اسلامی را تصویب كرد. این مصوبه را به عنوان پرچم مبارزه مردم علیه جمهوری اسلامی و افق و مفاد پیروزی جنبش سرنگونی در مقابل جامعه قرار داد. اكنون به دنبال آن و در جواب به موقعیت جدید و سیر محتمل وقوع سناریوی تخریب جامعه ایران، این حزب مصوبات خود را به عنوان راه حل ارائه میدهد.اعلام تشكیل گارد آزادی یكی از این جوابهای مهم است كه در مقابل سناریوی ترور وجنگ و از هم پاشیدن شیرازه مدنیت جامعه ایران، در مقابل مردم قرار گرفته است. هم تصویب منشورسرنگونی جمهوری اسلامی، حزب حكمتیست و هم اعلام تشكیل گارد آزادی، به دلایل قابل درك با هراس و پرخاش جریانات ناسیونالیست كرد و ایرانی مواجه شده است.
تاریخ سیاسی جامعه ایران چه هم اكنون و چه بعداز جمهوری اسلامی، با هر نتیجه ای، بی شك پلنوم سوم حزب حكمتیست را به عنوان یكی از جدی ترین مقطع به ثبت خواهد رساند. در این پلنوم اوضاع خطیر پیشاروی مردم و جامعه در ایران، با درایت و مسولیت بررسی شد و تصمیمات مهمی در دفاع از مردم و جامعه اتخاذ شد.
معلوم است كه برخورد هیستریك و تندی" سیاستمدران" ناسیونالیست نشان میدهد كه پلنوم سوم حزب حكمتیست تیر را به هدف زده است. چرا ، چون، ما واقعیت را به روشنی بیان كرده ایم. و راه حل های چاره ساز ارائه داده ایم، ما میگوییم كه آمریكا و رژیم اسلامی دو سر ماجراجویی نظامی كردن اوضاع ایران هستند. جریانات قومی و فدرالیست چی های جدید و قدیم، بخشهای از خود رژیم اسلامی، در تدارك یك عراق بزرگتر و پر مخاطره تر در ایران هستند. جریانات قوم پرست متنوع هم اكنون در كریدورهای مستشاران سیا و پنتاگون ول هستند و در فكر كسب بورس و جایی برای آینده خود، بازار را بر همدیگر تنگ كرده اند. نیروی دوم خرداد سابق از كروبی و بها ادب تا شیخ عبدالرحمان بلوچستان، از "بچه های" سابق سپاه تا طراحان وزارت اطلاعات، از گروهای استشهادی الله كرم تا حوزوی های مصباح یزدی همه و همه مهمات همین سناریوی خطرناكی هستند كه بدرستی حزب حكمتیست دارد راجع به آن به جامعه هشدار میدهد. رفراندم چی های دیروز به سرعت فدرالیسم قومی را به محور سیاست خود تبدیل كرده اند، با عجله كنگره و سمینار بر گزار میكنند و به فدرالیسم قومی قسم میخورند. شاه و شیخ متوجه شده اند كه باید "اقوام این شاه كلید رسیدن به نان و نانویی" در آینده را بكار گیرند. الاحواز و سلطنت طلب و قوم پرستان كرد، در خیال تشكیل ارتشهای پاكسازی قومی، كپی ارتش رهایی بخش كوسوو، خود را تجدید آرایش میدهند. خود مختاری طلبان دیروز كردستان، متوجه اهمیت سیاسی و استراتژیك كردستان شده اند و فدرالیست بودن خود را به فروش میرسانند، همه این خاندان به طرزمسخره واری احساس خویشاوندیشان( فعلا) گل كرده است. حتی كروبی هم فهمیده كه مادرش" لر" و به اصالت "كرد" بوده است!!! توده و اكثریت های معلوم الحال كه با دخیل بستن به تقویت جمهوری اسلامی و مسلح كردن سپاه پاسداران، و قهرمان بازی اسلام مدرن و اصلاح شده، شانس خود را آزموده بودند، اكنون قبله گاه جدیدی یعنی قوم پرستی و فدرالیسم قومی را" كشف" كرده اند.
این خیل متنوع، حق دارند درشتی كنند و از تشكیل گارد آزادی برنجند! اینها خود را برای زندگی سیاسی بعد از جمهوری اسلامی مطابق نسخه "نظم نوینی" آماده میكنند. فرمولهای نظیر اینكه با فدرالیسم قومی میخواهند حق مردم را از جمهوری اسلامی بگیرند، تشریفات زشت و عوام فریبانه ایست برای داخل كردن مردم به قعر این جهنم، برای به استیصال كشاندن مردم و اجرای سناریویی كه جهان در یوگسلاوی و عراق تجربه كرده است.
همانطور كه جریانات راست اسلامی و قومی بعد نظامی را به سیاست ایران تحمیل كرده و میكنند، مردم هم در مقابل، برای لگام زدن به این توحش باید قدرت باشند، حزب و یا احزابی كه بخواهند جامعه را از خطر این فاجعه رها كنند نمی توانند مسلح نباشند، این واقعیت ساده سیاست امروز ایران است. وارد كردن بعد نظامی به سیاست ابداع كمونیستها نیست، این كار را رژیم اسلامی، جریانات اپوزسیون راست، كرده اند و دارند ادامه میدهند. به صحنه سیاست در كردستان نگاه كنید! می بینید كه از هم اكنون همه تا دندان مسلح هستند، وقتی نوبت به كمونیستها و مردم آزادیخواه میرسد، سراسیمه این همه جنجال راه می اندازند.!
حقیقت این است كه مردم راه حل دیگری ندارند، مردم میدانند كه بقیه جریانات سیاسی ایران واقعیت را بیان نمیكنند، در بهترین حالت میگویند كه ایران عراق نمیشود چون جامعه ایران فرق دارد و مردم به خودی خود قبول نمیكنند یا میگویند این اوضاع مردم را خود به خود به سوی انقلاب می برد و از این خوش خیالهای پوچ، مگر جامعه یوگسلاوی، مدرن و امروزی نبود؟! مگر مردم آن سرزمین خواهان این اوضاع برزخی بودند كه به سرشان آوردند؟!. میگویند با این وضع جمهوری اسلامی میرود، این هم از آن دسته نفهمی های رایج است كه روزانه با خروار و هدفمند به ذهن مردم بمباران میكنند. در حقیقت ، جمهوری اسلامی با این وضع نه تنها جارو نمیشود، بلكه اسلام سیاسی با قدرت بیشتر در ابعاد وسیع تر به جان جامعه رها میشود، تجربه عراق این را به ما میگوید. تصادفی نیست كه سران جمهوری اسلامی مسیر نظامی شدن فضای جامعه را به جان و دل میخرند. این توهمات و اشاعه دروغ و خرافه برای این است كه مردم را از سیاست دور كنند، كه قیام مردم برای برچیدن نظام اسلامی را سد كنند.
بد نیست جهتاهمیت موضوع شما را به یك حافظه تاریخی نه چندان دور ارجاع دهم. همین ٨ سال قبل، منصور حكمت، خطر دوم خرداد را به جامعه ایران هشدار داد. همان موقع، همین جریانات ناسیونالیستی، از حزب دمكرات كردستان تا طیف توده ای اكثریت شناخته شده، زیر عبای خاتمی به امید اسلام مدرن چه كارهایی علیه مردم نكردند؟! اگر آن موقع مردم ایران و جریانات سیاسی كه خود را چپ می نامیدند، پشت سیاستهای مسئولانه و دقیق منصور حكمت رفته بودند، این ٨ سال به عمر پرمكنت جمهوری اسلامی اضافه نمیشد. این همه فقر و فلاكت پایان یافته بود. خطر همین سناریوی پر مخاطره را همانجا با جارو كردن اسلام سیاسی منتفی كرده بودند. اكنون همین جریانات كه فدرالیست چی هستند و نفرت قومی را دامن میزنند، آن زمان با اسلام اصلاح شده خاك به چشم مردم می پاشیدند.
اكنون همان منظره بار دیگر با تغییر آرایش و با مخاطره جدیتر دارد تكرار می شود. حزبی دارد به مردم راجع به وقوع سناریویی در ایران به مردم هشدار میدهد و مصمم است كه در نهایت توان خود در مقابل تخریب جامعه و خون پاشیدن دیگر به جامعه، مردم را از شر جمهوری اسلامی و میلتاریزم و تفرقه قومی نجات دهد. برای این كار باید مردم را وسیعا با خود همراه كند. باید وجدان انسانی جامعه را خطاب قرار دهد و بگوید كه اگر كسی قلبش برای زندگی خود و نسل بعد از خود میطپد، اگر كسی توحش رواندا و یوگسلاوی و عراق وجدانش را آزرده است، اگر كسی به رهایی و رفاه و خوشبختی خود و همنوعان خود فكر میكند، باید خود را برای مقابله با این سناریوی دوزخی كه تدارك دیده اند آماده كند. باید حزب حكمتیست را بدست گرفت و قویا جامعه را از این گذرگاه پر مخاطره عبور داد. مردم آزادیخواه وكسانیكه مخالف با تكرار تجربه عراق در ایران هستند، اكثریت جامعه هستند. كمونیستها و آزادیخواهان باید در این نبرد این نیروی اجتماعی را به میدان بیاورند. حزب ما مصمم است. ما دست بكار سازمان دادن گارد آزادی و ساختن یك حزب سیاسی توده ای هستیم. ما گارد آزادی را تشكیل میدهیم تا جنبش كارگری، جنبش برابری زن و مرد، جنبش خلاصی فرهنگی و ...را حفاظت و تقویت كند و اجازه ندهد، تاریخ و سرنوشت ما رااین بار به شیوه خونین و فلاكتبار رقم بزنند. به ما بپیوندید!

