دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384
از تبليغ پاکسازی قومی تا گورهای جمعی!
اين اظهارات صرفا نوشته هايی نيستند که بشود ازکنار آنها بسادگی گذشت. اينها ميتوانند اسباب و مهمات بر پا کردن جنگيهای قومی، ساختن زرادخانه های باشند که فردا مدنيت جامعه و آسايش مردم را به تباهی بکشاند، نسلها و دهه ها سرنوشت مردم يک جامعه را رقم بزنند. طبق اين سوژه "بيگانگان" از حق مسکن در فلان نقطه از آن مملکت به جرم اينکه سرزمين آبااجدادی حزب دمکرات است محروم ميشوند ، قرار است مردم سنندج هم از حزب دمکرات فتوای شرعی بگيرند که اگر از سر گرسنگی و بيکاری مجبور شدند که سر پناهشان را بفروشند از وظايف ملی تخطه نکرده باشند و مجرم شناخته نشوند!! حق شهروندی هم فدای سر قوم پرستانی که قرار است در سايه ويران کردن جامعه و کشاندن مردم به جنگ در هر کوچه و برزن شهرها، به نوايی برسند!
در اين سناريو موضوعات جرم، قربانی، قاضی، متهم، خودی و بيگانه از قبل معلوم هستند. در عراق هم قربانيان يا "بيگانه" هايی بوده اند در" سرزمين آبا اجدادی" فلان جريان قوم پرست اسکان داده شده اند، و درجه غلظت فلان قوم و قبيله را کم کرده است و يا "کافر و ملحدانی" هستند که از "خلوص" مذهب آن يکی شيخ و قلدر کاسته است. .. روشن است طبق اين سناريو، قرار است قهرمانان ٧٥ ميليون دلاری، کريدورهای سيا و پنتاگون، به اميد کروز و بسته های خونين حقوق بشر بوش، مردم اصفهان و همدان را بيگانه گان مردم سنندج قلمداد کنند تا بذر نفاق وکينه قومی را بپاشند. هرچند، مردم سنندج و شهرهای کردستان ايران هيچگاه احساس هم سر نوشتی خود را با ساير مردم ايران در عمل و زندگی و مبارزه خود از دست نداده اند، وهميشه مبارزه برای ساقط کردن نظام اسلامی با شعار آزادی و برابری در اصفهان و سنندج اميدی بوده است برای آينده جامعه ايران، اما اين از مخاطرات مسله کم نميکند، مردم يوگسلاوی هم فکر نميکردند زمانی به اين سرنوشت دچارشوند. مسله اين است که انتخاب شهرهای کردستان و مخصوصا سنندج برای اين کيس، هراس جدی و در واقع "تعرضی" است به نفوذ کمونيسم و آزاديخواهی در اين شهرها.در جامعه کردستان چپ قوی است، کمونيسم حرکتی است اجتماعی برای تغيير، کمونيستهای اين جامعه در سياست دخالت ميکنند. در سرنوشت جامعه مسول هستند.
نکته ديگر اين است که با شرايط متعارف، با مردمی که در سنندج و همدان و اصفهان، يکصدا آزادی ميخواهند، رفاه ميخواهند، هشت مارس بر گزار ميکنند، برابری ميخواهند، از مبارزه کارگر شرکت واحد حمايت ميکنند و.. در جامعه ای که اميد به آينده بهتر، اميد به تغيير و تحول مثبت، توقع از زيستن انسانی مطرح است، نمی شود اين مردم را به جان هم انداخت. برای اين منظور جامعه بايد مستاصل شود. همانگونه که ميکروبی برای رشد، جو مناسبی لازم دارد، همانگونه که آخوند در فضايی ميتواند نيرو بسيج کند که خرافه و جهالت از سرو کول جامعه بالا رود، قوم پرستان هم زمانی ميتوانند نفرت قومی را در قالب نسل کشی و گورهای جمعی عملی کنند که مردم مستصل و در مانده شده باشند، که نفرت و تفرقه به اوج رسيده باشد .
ملا حسنی به مناطق کرد نشين ميگويد اسرائيل، حزب دمکرات هم به مردم اصفهان و همدان ميگويد بيگانگان، "سازمان حقوق بشر کردستان" هم با اين محتوی، مضمون و اهداف، بر بستر همين شرايط به خود جرات داد اظهارات فاشيستی هم جنس و مشابهی را منتشر کند، اظهارات "گوهربار آذريهای اصيل" از کم شدن غلظت آذری شهر اورميه را در کنار اين چند نمونه قرار دهيد، به عرب عرب کردن الاهواز گوش دهيد، رهنمودهای "داهيانه" سازمان مهتدی را در چند سال قبل در باب تحريم زبان فارسی در مدارس را بياد بياوريد و کمی سر را به آنطرف مرزها بچرخا نيد و اوضاع کرکوک و بغداد و فلوجه بغداد را خوب نگاه کنيد، در آنجا متوقف نشويد و بازهم يوگسلاوی چند سال قبل، کشتار و جنگهای قومی صرب و کرات و جريانات قومی و نسل کشان تاريخ معاصر را مروری اجمالی کنيد، تا قرابت های غير قابل انکاری که در مقابل آينده جامعه ايران و کردستان داد ه اند را به خوبی تشخيص دهيد.
مگر همين طيف ها نبودند که ٢٦ سال پيش در نقده جنگی خونين و هراسناک بر مردم آن شهر با همين مهملات تحميل کردند؟ مگر مخاطرات گسترش چنان تجربه تلخی بصورت ابعادی وحشتناک بر زندگی مردم در اوضاعی که سياست جنگ افروزی دولت آمريکا بر بخشی از منطقه و جهان سايه شوم خود را گسترانيده است نمی تواند خطر جدی و هشدار دهنده باشد؟ مردم بايد متشکل و متحد شوند، بايد در مقابل اين تبليغات زهرآگين که ميتواند پايه عملی شدن جنگهای قومی و گورهای جمعی و نسل کشيهای فردا باشد، قاطعانه بايستند. مردم بايد خود دست بکار شوند، بايد همين امروز جنبيد، خوشخيالی و بی خيالی و ترديد ميتواند فردا ما را در يک قدمی اين کابوس قرار دهد. از تبليغات فاشيستی تا گورهای جمعی فاصله چندانی نيست، بايد با تشکل و اتحاد اين سناريو را غير ممکن کرد.
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384
"بحران اتمی" و رویاهای زرد و سبز حزب دمكرات كردستان!
مدتی قبل، گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده شد. این رویداد واكنش های متفاوت را در میان جریانات اپوزیسیون راست و چپ ایران برانگیخت. قطعنامه ها و بیانیه های متعدد و مختلفی در این رابطه منتشر شدند، هر حزب و جریانی تلاش كرد كه از این مجرا تصویری از رابطه خود با جامعه و جایگاه خود در آینده را ترسیم كند. حزب دمكرات كردستان ایران نیز در بیانیه دفتر سیاسی خود به روش ویژه خویش به این مسله پرداخته است. (نشریه كردستان ارگان كمیته مركزی حزب دمكرات كردستان ایران، شماره ٤٣١)
بیانیه حزب دمكرات كردستان ایران(حدكا) در رابطه با ارجاع گزارش پرونده هسته ای ایران به سازمان ملل، عبارت است از مقدمه طولانی و زاید و نتیجه گیری كوتاه و مبهم، در نگاه اول فاقد اهمیت بررسی است، اماكمی دقت و ربط این ابهام وعدم صراحت كلام به سیاست های رهبری این حزب در قبال اوضاع سیاسی ایران و منطقه، فلسفه پراگماتیسمی كه بر این بیانیه بطرز بارزی حاكم است را برملا میكند.
تغییر ریل حزب دمكرات از حزبی خودمختاری طلب به حزبی طرفدار فدرالیسم قومی، جایگاه حزب دمكرات را در صحنه سیاست ایران تغییر داد. حزب دمكرات كردستان خواهان خود مختاری و محلی، به حزبی فدرالیسچی قومی و سراسری در كنار سایر جریانات راست قرار گرفت. این تغییر ریل همراه با تنش های درونی و شكافهایی همراه شد كه هنوز با خود یدك میكشند.
بدیهی است كه با اشغال نظامی عراق از جانب آمریكا و متحدینش، با تهاجم نظامی علیه مردم عراق جریانات ناسیونالیست كرد در عراق بر بستر ناكامی آمریكا در قبال اسلام سیاسی، امكان بازی دادن یافتند. گمارده شدن به عنوان ماموران كنترل جامعه كردستا ن و معلق نگهداشتن سرنوشت مردم، دو حزب عمده جنبش كردایتی به رهبری جلال طالبانی و مسعود بارزانی در كردستان عراق و متعاقبا در كل كیس عراق، آن متن اساسی بود كه حزب دمكرات بعد از شكست دو خرداد و سلب امید از"اصلاح طلبی اسلام مدرن"، آینده خود را به آن گره زد.
در این رابطه این حزب از بازدید كننده مردد سناتور سام براون بك در چند سال قبل به عنصر فعال طرح آمریكن اتنترپرز مبدل شد. امید بستن حزب دمكرات به عراقیزه كردن ایران، طرفداری این حزب از طرح نظامی آمریكا را مجاب میكند. آنچه كه باعث مسكوت گذاشتن و اقرار صریح در بیانیه دفتر سیاسی این حزب است، مطلقا تردید در قائل شدن جایگاه خود به عنوان نیروی قومی طرفدار فدرالیسم طراحی شده پنتاگون نیست، بلكه شنیع بودن اشغال نظامی و نتیجه ضد انسانی آن در عراق، عروج جنگ و ترور و كشتار و عروج اعترضات توده ای مردم كردستان عراق در مقابل جریانات ناسیونالیست كرد در دفاع از زندگی و علیه چپاول و غارت دستجات مسلح قومی و مذهبی و هم چنین نفوذ چپ و كمونیسم در جامعه كردستان ایران دلایل توضیح لكنت زبان بیانیه دفتر سیاسی حزب دمكرات است.
هر چندغیر مستقیم با طرح متوجه كردن مسولیت عواقب ماجرای بحران اتمی به جمهوری اسلامی و طرف دیگر ماجرا همانا سیاست میلتاریستی آمریكا در قبال ایران را قلم گرفتن با ز هم حزب دمكرات را در صف جانبداری از سیاست آمریكا نگه میدارد، اما در بیانیه صراحتا از طرفداری ضمخت از جنگ نظامی آمریكا "خوداری" حساب شده ای بكار رفته است.
حزب دمكرات در رویای های سبز و زرد احراز موقعیت فرعونی سران احزاب ناسیونالیست كرد در عراق، بسر میبرد. مسله حزب دمكرات همیشه سیهم شدن در قدرت و دور زدن حق تصمیم گیری مردم كردستان بر سرنوشتشان بوده است، امكان ساخت و پاخت و معامله بر سر مسله كرد، بوده است. اگر قبلا از زاویه ستم ملی در شكافهای منطقه در جستجوی سر پناهی بود، اگر قبلا از این زاویه یكطرف بده بستان و معامله با جریانات ناسیونالیست ایرانی، طرفدار دو آتشه تمامیت ارضی ایران بود، اكنون به امید موشك كروز و دستجات ترور و ارعاب قومی و مذهبی و در سایه استیصال جامعه در سناریوی كه آرزوی به بازی گرفته شدن در آن را دارد، خود را بی نیاز به اینهمه پیچ و خم ها زدنها میداند. از زاویه جریانی چون حزب دمكرات كه فدرالیسم قومی را در بوق میكند، كافی است انفجارات در آبادان و دزفول و بساط ترور و وحشت ا لاهوازو حضور فاشیسم قومی آذری و غیره وارد معادله شوند تا این حزب بازارگرمی بیابد. حزب دمكرات و روشنفكران عافیت طلب ناسونالیستی كرد به امید ویرانی و تخریب جامعه ایران و كردستان لحظه شماری میكنند. روابط خود با جریانات قومی، مواضع خود در قبال آمریكا، گشت و گذار پنهان و آشكار در كریدورهای دیپلماسی" پول برای اپوزیسیون ایران" محور سیاست پراگماتیستی این حزب است. اما در كنار آرزوهای زرد و سبز یكیتی و یا پارتی شدن در آینده ایران، كابوس حضور مردم آزادیخواه و جنبش آزادیخواهانه و نفوذ كمونیسم در جامعه كردستان برای حزب دمكرات آزار دهنده است. این پایه احتیاط و لكنت زبان این حزب در طرح صریح جانبداری از سیاست های میلتاریستی آمریكا در قبال ایران است.
تجربه عملی و تاریخی حضور كمونیسم سازمانیافته در كردستان به این حزب اجازه نمی دهد كه شانه بالا اندازد. چپ جامعه كردستان قوی است، رهبران كمونیست مردم قصد سد كردن سناریوی تخریب جامعه را دارند، مردم در مقابل جمهوری اسلامی صف بسته اند، گارد آزادی برای دفاع از مدنیت و زندگی اجتماعی مردم دارد شكل میگیرد، حزب حكمتیست مصمم است قیام مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی را سازمان دهد.
در حقیقت هم رویا ها و هم كابوس های حزب دمكرات واقعی هستند، كدام راه و مسیر آینده جامعه كردستان را رقم میزند به فاكتورهای بسیاری ربط دارد، مردمی كه برای دفاع از آینده خود متشكل و متحد و مسلح باشند، جامعه ای كه با پرچم آزادی و برابری رژیم جنایكار اسلامی را ساقط كند به یقین كابوس احزاب قومی و بازیگران سناریوی ویرانسازی جامعه را متحقق خواهد كرد و روند از هم پاشاندن جامعه و عروج جنگهای قومی و مذهبی را مسدود خواهد كرد.
٢٧ فوریه ٢٠٠٦

