تبليغاتX
عبدالله شریفی
امروز 

جمعه بیستم مرداد 1385

عبدالله مهتدى و "معضل" حكمتيستها!

مدتى قبل كانال تلويزيونى وابسته به جريان مهتدى مصاحبه اى با او ترتيب داد حول "سازمانهاى سراسرى و سازمانهاى كردستانى"، او بار ديگر اندر فوايد "كردستانى" شدن سازمان متبوعش اظهارات كهنه را در قالب "جديد" بيان كرد. مهتدى در متن اين اظهار نظر "بديع" به سير "موفقيت" آميز سازمان هاى كردستانى پرداخت و امكانات و رشد سازمان خود را مديون تغيير ريل از تفكر سراسرى به كردستانى شدن، با آب و تاب تعريف كرد.  عيلرغم ژست "آسوده خيالى" سير و گشت در فضاى رشد امكانات، نتوانست كينه و نفرت و هراس خود را عليه كمونيسم و چپ در جامعه كردستان پوشيده نگهدارد. او در اين اظهارات به حزب حكمتيست پرداخت واز حزب حكمتيست به عنوان "تجربه شكست خورده جريانات سراسرى كه تعدادى معدود هستند..." نامبرد.

بايد پرسيد كه چرا در اين مقطع زمانى جناب مهتدى به صرافت فوايد شمارى جريانش و "شكست" كمونيسم و آن هم حكمتيستها افتاده است؟! جواب اين سوال برملا كننده، پته صحنه سازى نمايش تلويزيونى دارودسته مهتدى را روى آب ميندازد .

واقعا تصادفى نيست كه در اين مقطع زمانى آقاى مهتدى به ياد نعمات سازمان قوم پرستش افتاده باشد. عبدالله مهتدى از همه كس بهتر ميداند كه سازمانش بر چه پايه و در چه لجنزار تاريخى متولد شد. او غافل از اين نيست كه اين حقيقت غير قابل انكار كه امكان داد جرياني مانند سازمان مهتدى متولد شود، دوره سياه و تباهى است كه بشريت در كمتر عصرى آن را تجربه كرده است.عبدالله مهتدى درد خود را ميداند، ميداند به چه امامزاده اى دخيل بسته است. خود عبدالله مهتدى و هم قطارانش ميدانند كه در سايه ويرانى و كشتار مردم عراق در سايه موشك كروز و عروج محصولات فوق ارتجاعى پنتاگون و نظم نوين بوش و بلر است كه دلقكهاى سياسى امكان عرض اندام  پيدا كرده اند. كم نيستند جريانات قوم پرست و اسلامى كه از قبل كشتار مردم و گرسنگى و بى آيندگى جامعه  دارند خاصيتهاى خود را ميشمارند. ، به همان درجه كه مردم عراق مصائب و فلاكت اين دوره سياه را بشمارند جريانات آنچنانى  كه در اين مجرا عروج كردند، بايد امتيازات و امكانات خود را بشمارند!!

عاريه گرفتن "اينها جمعى معدود هستند" زبان آشنايى است كه سه دهه قبل رهبران حزب دمكرات كردستان هم به سازمان كمونيستى كومه له رو به رشد آن دوره ميگفتند. لابد داستان" قابلمه دلمه ..." را عبدالله مهتدى خوب بياد دارد. اما اين روش و سنت شناخته شده، اكنون هويت  جريانات نظير سازمان آقاى مهتدى راشكل ميدهند.

خوب دور و زمانه عوض شده است!! اگر امكانات و شرايط سناريوى كشتار و ويرانى آمريكا نبود حتما كل جريان مهتدى نيزاز فلسفه وجودى تهى ميگشت . از نظر مردم و ناظراني كه عقل خود را در مقابل تعصبات كور قومى نباخته باشند،  بديهى است كه هيچگاه حقانيت را با شمارش نسنجيده اند، اگر فلسفه زندگى دنيا چنين بود ميبايست تا ابد مردم ايران يوغ هولاكوست اسلامى را بخاطر ٩٨ درصد روزهاى اول، به گردن مياويختند.

آژيتاسيون قوم پرستانه و نفرت پراكنى عليه جبهه آزاديخواهى و كمونيسم ربطى به قياس خاصيت هاى "كردستانى" شدن و نشدن، سازمان آقاى مهتدى ندارد. صورت مسله او حضور و نفوذ كمونيسم در كردستان است. همان معضل قديمى تر اخلاف و زعماى ايشان.  اينكه حزب حكمتيست در اين مدت وسيعا به ميان مردم رفته است و گسترش يافته است، بايد براى عبدالله مهتدى هم ترديدى باقى نگذاشته باشد. مسله در واقع اين واقعه مهم است، حضور روزانه رهبران كمونيست مردم و گارد آزادى در شهرهاى كردستان. همه شنيده و يا ديده اند كه  فعاليت اين چند ماهه اخير حاكى از حضور فعال نيروى مسلح گارد آزادى در شهرهاى كامياران، مريوان، سنندج، سردشت، مهاباد و نقده بوده است. جامعه شورانگيزانه متوجه راه حل حكمتيستها شده است. مردم روزانه به سرنوشت خود مينديشند و از سناريوى عراقيزه شدن ايران نفرت پيدا ميكنند. مردم روزانه سرنوشت كارگران سيمان سليمانيه و مردم كفرى و چمچمال و كركوك را ميبينند، مردم كردستان عراق نمونه خوبى از بى حقوقى و و بى آيندگى در اين سناريو را بدست داده است، مردم، بغداد و بصره و موصل را تجربه كرده اند. مردم دارند به حاصل فلاكتبار عراق مى نگرند و آينده خود را ترسيم ميكنند. مردم دارند در جهت اجتناب از اوضاعى كه بر مردم عراق نازل كرده اند، آگاه ميشوند و راه حل جستجو ميكنند.

نفوذ تاريخى كمونيسم و آزاديخواهى در جامعه كردستان در ايران پاشنه آشيل جناب مهتدى و همقطارانش است. حزب حكمتيست در نوك پيكان اميد و آينده انسانى براى اكثريت جامعه و "آزاردهنده" براى اين جرياناتاست  كه بايد مايه هراس دائمى آنها باشد.

 اين پديده و رشد و گسترش فعاليت گارد آزادى و حزب حكمتيست كل معضلى است كه سازمان مهتدى  را به هراس انداخته و او را به تصويرسازى هاى كاذب و جعل حقايق  وا داشته است.

٧ اوت

نوشته شده توسط عبدالله شریفی در 2:19 | موضوع:
• لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم مرداد 1385

"ما نان و آزادى ميخواهيم" يورش نظامى عليه كارگران سيمان تاسلوجه در سليمانيه محكوم است!

يورش نظامى عليه كارگران سيمان تاسلوجه در سليمانيه محكوم است!

روز ٢٧    جولاى، ٧٠٠ كارگر كارخانه سيمان تاسلوجه در شهر سليمانيه كردستان عراق. بعد از مدتها كشمكش با كارفرما و دستجات مسلح وابسته به كارفرمايان، در اعتراض به اخراج ٣٠٠ نفر كارگر اخراجى و نازل بودن سطح دستمزد، دست به اعتصاب زدند. در مقابل، دستجات مسلح مستقر در كارخانه سيمان به وحشيانه ترين روش بر روى كارگران اعتصابى آتش گشودند و متاسفانه در نتيجه اين اقدام ضد كارگرى ١٣ نفر از كارگران اعتصابى بشدت مجروح شدند، مجروحين اكنون در بيمارستان بسر ميبرند.

كارخانه سيمان تاسلوجه در سليمانيه از نادر كارخانه هايى است كه در متن اوضاع جارى كردستان عراق هنوز چند صد كارگر را در خود جايى داده است. اينجا روزانه صدها كارگر در چند شيفت با نازلترين دستمزد به شاق ترين شيوه با ساعت هاى متمادى بكار كشيده ميشوند.در اين كارخانه كه پوشش نظامى آن و شرايط وحشتناك نا امنى محل كار، آن را بصورت اردوگاه كار اجبارى در آورده است، صدها كارگر با فقر و فلاكت دست و پنجه نرم ميكنند.

 تصور كنيد كه خود شما در صف همين كارگران هستيد. در جامعه اى كه فلاكت و فقر، گرانى سرسام آور بيداد ميكند ، درمجتمعى خود و فرزندانتان زندگى ميكنيد كه آنرا شهر مينامند و خبرى از مدنيت متعارف در آن نيست. در  شهرى هستيد كه نه برق داريد و نه آب، نه نان و نه مواد سوختنى واز هيچ امكانات رفاهى، سهمى نداريد. آب وبرق و دكتر و درمان را اگر شانس بياوريد در بازار سياه بايد گير آورد و دسترسى آن از حيطه قدرت اقتصادى شما خارج است. جامعه اى كه بى قانونى، قانون ثابت آن است و بى نظمى، نظمش باشد. در سناريوى جارى عراق و از جمله كردستان عراق، سهم اكثريت جامعه فقر و فلاكت است. در اقتصاد انگلى و بي قانونى محض، زنده ماندن و بقا، تلاش شبانه روزى بخش عظيم مردم آن جامعه است. دستمزد نازل كاركنان، قيمتهاى بالاى سر سام آور، عدم امكانات اجتماعى و رفاهى، عدم دسترسى به امكانات اوليه زيستى مانند برق و آب و نفت و گاز و بنزين، عدم امكانات بهداشتى و درمانى را ضرب سركوب و فقدان آزادى بكنيد تا بهتر در اين تصوير سهيم شويد.

كارگران كه در دل چنين شرايطى با جان كندن ثروت و سامان اقليتى را فراهم ميكنند، در اين چنين جايى رها شده و بى امكان با مشكل، زندگى بخور نمير خود و خانواده را به سختى و آن هم بدون  امنيت شغلى و بدون هيچ هزينه بيكارى، تامين ميكنند . قاعدتا بايد انتظار داشت كه مردم كاركن چنين مجتمعى حق ابتدايى  براى بهبود زندگى  را داشته باشند ودر تقابل با دست درازى كارفرما، بنا به سنت ديرينه كارگران اعتصاب كنند و تظاهرات راه اندازند و اتفاق عجيبى روى ندهد!!تنها در بدوي ترين فرم حكومتهاى رسم است كه اين "حق" را نپذيرند و با خشونت نمايندگان با توسل به هزاران حقه سركوب آشكارا و ايجاد رعب و وحشت مقابله كنند.

گفته يكى از كارگران كارخانه سيمان، يكى از كارگران اعتصابى كه گفت ، "ما نان و آزادى ميخواهيم اين ابتدايى ترين حقوق با خشونت بارترين شيوه با شليك گلوله جواب ميدهند"(به نقل از سايت پيامنير) بسيار گوياى اوضاعى است كه كارگران با آن مواجه شده اند.

اما اين درست زبان اين سناريو است. اين عين محصولات سناريوى سياه است. اين عين ماهيت اين پديده منحوس در مقابل طبقه كارگر است. اين كل سهم كارگران و زحمتكشان جامعه در چنين سناريويى است. اين اولين بار نيست كه جواب اعتراض كارگران و مردم معترض در شهرهاى كردستان عراق با شليك مسلسل و خشونت جواب ميگيرد. هنوز خاطره تلخ اين توحش عليه اعترضات مردم عليه فقر و فلاكت در شهرهاى رانيه و كلار و كركوك و حلبجه مردم آن منطقه را آزار ميدهد.

 در چنين جهنمى كه جدال براى زنده ماندن  را با گلوله جواب دهند. حتما از خود ميپرسيد، چكار بايد كرد؟ اين سوالى است كه بيش از يكدهه و نيم در مقابل اكثريت مردم كردستان عراق قرار گرفته است.

بايد تجربه اين يك دهه و نيم سلطه احزاب ناسيوناليستى كرد و جنش كردايتى، توهم "دولت" خودى را براى كسى كه خود را در منافع عمومى جامعه و طبقه كارگر و زحمتكشان سهيم ميداند ثابت كرده باشد كه راه حل اين معضلات در دخالت مستقيم مردم در سرنوشت سياسى خود است. بايد اين حقيقت اكنون كاملا مسجل باشد كه اين "دولت" حافظ منافع اقليتى است كه به ثروتهاى خيالى از قبل اين وضعيت فلاكتبار دست يافته اند، حافظ منافع اقلتيى است كه همين كارگران آنها را كاخ نشينان فراعنه كرد مينامند، سهم كارگران و مردم كاركن چيزى جز فقر و استثمار شديد و سركوب عريان نيست. سهم اكثريت جامعه ترور و كشتار زنان، رشد صعودى سنتهاى زن ستيز و ضد كارگرى و ضد مدنيت است. اكنون كارگران و مردم كردستان دارند به اين واقعيت غير قابل انكار، آگاه ميشوند. بايد اين آگاهى و تجارب را در جهت شكل دادن به نيروى متحد براى زندگى بهتر بكار گرفت.

بايد حتما عاملين اين عمل جنايتكارانه را در دادگاهى با مشاركت و دخالت مستقيم خود اين كارگران، مجازات كرد. اما بايد نيروى مردم متمدن را عليه دست درازى دستجات مسلح بر عليه منافع كارگران به ميدان كشيد.

 بايد اين سناريوى شوم جنگ و فقر را با قدرت متحد مردم زحمتكش و آزاديخواه تغيير داد.

٢٩ جولاى

نوشته شده توسط عبدالله شریفی در 4:12 | موضوع:
• لینک ثابت   •