تبليغاتX
عبدالله شریفی
امروز 

پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386

"کنگره" سازمان زحمتكشان، نقطه جوشش بحران و اختلافات درونى!

طبق اخبار منتشر شده و نشده، "كنگره" سازمان زحمتكشان در چند كيلومترى شهر سليمانيه، با تشنج و زد و خورد وايجاد فضاى نظامى ميان جناحهای مخالف درون اين جريان برگزار شد. اختلافات حول محور عبدالله مهتدى از يك طرف و عمر ايلخانيزاده از طرف ديگر تازه نيست، چندين ماه است كه در جريان است. عبدالله مهتدى در راس يك جناح كه مدعى اكثريت است در مقابل عمر ايلخايزاده قرار گرفته است. سايت ها و منابع خبرى در اين مدت مركز نشر مطالب متعددى بودند كه حكايت از شقه شدن اين جماعت ميكرد.

 سرانجام در اين روزها جناح مهتدى با برگزارى تجمعى در اردوگاه زرگويز تشكيل "كنگره" خود را بدون شركت جناح رقيب اعلام ميكند. فضا متشنج ميشود و سران جناح مهتدی افراد وابسته به خود را دست به ماشه در برابرجناح مقابل صف ميكنند. اين مسئله به دخالت نيروهاى امنيتى جلال طالبانى(آسايش) منجر ميشود. گويا تاكنون کاربدستان آسايش طرفين دعوا را در دو جلسه به "ارامش" دعوت كرده اند. اما بالا گرفتن تشنج و زد و خوردهای فعلا غير مسلحانه، دامنه اين فضا را به درگيرى مسلحانه نزديك ميكند. درنتیجه افراد مسلح آسايش به آن منطقه تحت پوشش امنیتی خود اعزام ميشوند و اردوگاه را "اشغال" ميكنند و گويا حتى جلال طالبانى تلفنى چند بار سران اين دو جناح را در قالب "نصيحت"، تهديد كرده است.

 به اين صورت سرانجام بعد از مدتها كشمكش جناحهاى درون سازمان زحمتكشان، حتى توصيه ها و ژست هاى "دلسوزان کرد" برای فتح "باب ديالوگ" و نصايح دوستانشان در اروپا در باب تمرين دمكراسى و "تعامل" و تحمل"دگراندیشان" موثر واقع نيفتاد و باند معروف  به "سازمان زحمتکشان"، که تمام هست و نیستشان را صرف بازسازی "کومه له" ناموجود صددرصد کردی کردند، دیگر نه بشكل باند مهتدى-  ايلخانيزاده بلكه در قالب باندهاى مهتدى و ايلخانيزاده در مقابل هم در فضاى متشنج و نظامى صف آرايي كردند.

اين گونه اخبار اكنون در اردوگاههاى نيمه نظامى احزاب و جريات ناسيوناليستى كرد، دارد به روند "عادى" مبدل ميشود. هنوز چند ماه از پرده اول همين نمايش در اردوگاه مركزى حزب دمكرات كردستان نگذشته است كه تكرار آن در سازمان زحمتكشان را امروز شاهديم.

 امروز ديگر دشوار و غيرقابل فهم نيست كه بگوييم، سازمان زحمتكشان حاصل روند خاص اجتماعى نبود، در شرايط متعارف فعاليت جنبش هاى اجتماعى به صحنه سياست نيامده بود، اين جريان بار اولش نيست كه زير سرنيزه ها مناسك كنگره برگزار ميكند. زير همين سرنيزهايي كه اكنون در نقش "پاسدار صلح" فيمابين طرفين دعوا هستند اين جريان با كودتا عليه كومه له، سزارين شد و بدنيا آمد. در چنين فضايى بود پروژه محتوم به شكست "بازسازى كومه له" عليه كل آزاديخواهى و سوسيالیسم پا به ميدان گذاشت.اين جريان با  پشت بستن به جلال طالبانى در فضاى دو خرداد و توهم به تكرار سناريو عراق در ايران، عروج نفرت پراكنى قومى، اميد به ميلتاريزم آمريكا و... بوجودش آوردند. اكنون نزديك به يك دهه از آن ماجرا ميگذرد، سناریوهائی كه فلسفه وجودى سرهم بندى كردن جريان زحمتكشان را توضيح ميداد يكى يكى شكست خورده و خود در بى افقى به گل نشسته اند. جلال طالبانى با مشكلات عديده عراق، و معضلاتی که نیروی "آزاد کننده" عراق، آمريكا، این پدر جدید "کرد"ها با آن در نتیجه عواقب اشغال نظامی روبروكرده است، حتی قادر به راندن سازمان خودش نيست تا چه رسد نیروی دست و پاگیر و مزاحم و چموش ديگرى را يدك بكشد.

من قبلا مبسوط تر در مورد ريشه هاى اين بحران و سرانجام آن در مطلبى با عنوان( نگاهى به بحران درون زحكمتكشان)  نوشتم، قصد ندارم به آنچه گفته شده مجددا بپردازم. اما از دريچه همين واقعه، ياداورى چند مورد ضرورى است.

 آنچه امروز به عنوان كنگره اين سازمان در جريان است در واقع مجمع سران و كسانى است از محفل عبدالله مهتدى كه حتى حق شركت را و سهيم كردن كسانى در يك وجبى خود قائل نيستند. اين كنگره یک سازمان سياسى نيست، جنگ و گریز دارودسته ای مرتجع و از نوع راهزنان سیاسی است که در پروسه شکست و افول خود و به نتیجه نرسیدن سرهم بندی کردن یک باند ضدکمونیست و متعصب قومی، گلوی همدیگر را میجوند. جريان مهتدى هيچگاه مشروعيت استفاده از نام كومله را نداشته است، سازمان زحمتكشان كردستان ايران، از اواخر دهه چهل شمسى تا تشكيل حزب كمونيست سه كنگره داشت كه كنگره هاى دو و سه آن كنگره هاى ملزومات تشكيل حزب كمونيست و دفاع از ماركسيسم انقلابى بودند، اين كه در كنار مجموعه اوضاع سياسى و بى اشتهايي رهبرى كومه له با كودتا اسم كومه له را مصادره كردند، مسئله غير متعارفى بود كه نتيجه اى اجتماعى هيچگاه نداد و نميتوانست بدهد.

 

آنچه امروز معلوم است اين است كه عليرغم فضاى نظامى در ايران، عليرغم موجوديت ننگين جمهورى اسلامى و كشمكش آمريكا با جمهورى اسلامى، نفوذ كمونيسم به عنوان پديده اى اجتماعى در كردستان ايران يكى از فاكتورهايي است كه دير يا زود پديده عبدالله مهتدى را به اين وضعيت ميراند. جريان زحمكتشان تنها در فضاى نابودى و اشغال و شعله ور شدن جنگهاى قومى و مذهبى در ايران شانس "چيزى" شدن راداشتند و دارند. به هر درجه اين افق غير انسانى  به هر دلايلى تار شود، امكان رشد و ماندگار شدن جريانات شبیه به سازمان زحمتكشان نيز تيره و تار تر ميگردد. در شرايط متعارف در شرايطى كه مردم براى آرمان هاى آزادى خود صحنه سياست را قرق كنند غير ممكن است كه جامعه كردستان پديده ارتجاعى قومى مانند ورژون عبدالله مهتدى را هضم كنند. مردم به این سادگیها، تاثیرات دیرپای کمونیسم و کمونیستها و اساطیر آنان در اذهان جامعه را به مشتی سرگردنه بگیر سیاسی تسلیم نمیکنند.

اين وضعيت خارج از نفس نقش مخرب سازمان زحمتكشان، اما نظامى كردن فضاى تجمعات سياسى امرى كه فعلا از دو جريان ناسيوناليستى كرد در كردستان عراق، که خۆد باز مانده سنت هاى ديرين اين جنبش است، ضربه اى است در جهت بى اعتبار كردن تجمعات سياسى و حقوق مدنی مردم برای ابراز عقیده و تجمع و تشکل. این فضای کانگستریسم قوم پرستانه و ناسیونالیستی است. سير عقب راندن جامعه و دستاوردهاى مدنى و علمى جامعه در اين دوران سياه و شوم در عرصه هاى متفاوت خود را در قالب سنت و رسوم جا ميزنند. گويا دست بردن به اسلحه، ترور و بيحرمت كردن مخالف سیاسی (اقليت) توسط (اكثريت) امرى است مجاز!!! اين پديده سياست و فعاليت سياسى نيست باز شدن درب گانگستريسم سياسى است. تخريب روند ها و سنت هاى جا افتاده در فعاليتهاى اجتماعى و سياسى است، تخريب تصوير مثبت از كنگره و سمينارهاى جریانات سياسى و "دست برماشه گذاشتن" علیه  سنتهائی است که بشریت با مبارزات سخت و طولانی به دست آورده است. این گرو گیری و تحمیل ارتجاع برای سرهم بندی کردن باندهای مرتجع و ضدکمونیست زیر تهدید سایه تفنگ  مقدمات عملیات انتحاری است كه بايد وسیعا مورد اعتراض قرار گيرد.

علاوه بر آن در اين اردوگاهها قاعدتا كودكان و خانواده هايي هستند كه بر خلاف انتخاب خود در آنجا گرفتار شده اند، اين تشنج و فضاى نظامى مخاطرات جدى جانى و روحى براى اين جمع ايجاد ميكند.

از قرار معلوم سياست احزاب پارتى و يكيتى در قبال اين گونه اتفاقا ت، معلق كردن وضعيت به جاى حل آن ميباشد. بعيد نيست فردا گزارشات دو طرف از چاقو كشى، زد و خورد و حتى تيراندازى به طرف همديگر در همين فضاى حضور نيروهاى آسايش هم از رسانه های کردی و البته "بیطرف" سردرنیاورد. اتفاقاتى كه بعد از چندين ماه از جدايى جناح هاى حزب دمكرات كماكان روي ميدهند. نيروى هاى احزاب "دولتى" در قالب بى طرفى ظاهرى پاسيو به خود ميگيرند و سعى ميكنند تشنج مهار شده را كش بدهند. متاسفانه حتى براى كودكان و خانواده ها هم فكرى نميكنند، از انتقال آنها به شهر ها ممانعت ميكنند، از آنها  به صورت سپر انسانى در مقابل هم سو استفاده ميكنند، تصور كنيد كه از وجود شما ناخواسته در مقابل دستجات ارتجاعى مسلح در چند مترى همديگر سنگر بسازند، چقدر درناك و غير انسانى است!

اين اردوگاهها را جدا نميكنند، بلكه اين وضعيت را نگهدارى ميكنند و دخالت خود را در آنجا حفظ ميكنند در پرتو اوضاع جارى و كشمكش ايران و آمريكا بر سر مساله عراق، امكان دخالت جمهورى اسلامى در رابطه با لاينحل و معلق گذاشتن اين وضعيت را ميشود پيش بينى كرد.

اينكه سازمان زحمتكشان به چنين سرنوشتى افتاده است و اينكه اين جريان ارتجاعى امكان رشد و تكثير پيدا نكرد تا اينجا به نفع منافع مردم و جامعه كردستان است. اما تا زمانى كه مسئله عراق و حضور احزاب ناسيوناليست كرد در عراق هست و امكان مادى و نظامى دارند و دستشان در سفره مردم است، باز هم امكان ماندن جرياناتی مانند گروه مهتدى و گروه ايلخانيزاده وجود دارد. باید در برابر سازماندهی و سرهم بندی کردن چنین باندهای مسلح از کیسه مردم کردستان عراق قاطعانه ایستاد. باید مردم کردستان عراق را فراخواند که یقه زعمای اتحادیه میهنی را بگیرند که به چه حقی از سفره آنان و از منابع زیست آنان برای سرپا نگاه داشتن یک باند ضدکمونیست و مزاحم اهداف آزادیخواهانه توده های مردم حاتم بخشی میکند؟ عبدالله مهتدى اين" استاد اشتباه كردنها" اين بارهم درس نخواهد گرفت و تا زمانى امكان دارد در اوهام ارتجاعى خود بيشتر به عمق خواهد خزيد. و گروه عمر ايلخانيزاده هم "مستقل" خواهد شد، اما اين بار در كنار گروههاى" بازسازى كومه له" گروهايى "اتحاد و آشتى كومه له" هم شكل ميگيرند والبته دامنه فعاليتشان هم وسيعتر ميشود. همه در فاز ديگرى يعنى انتظار و سير حوادث براى مدتى ديگر زندگى خود را سپرى ميكنند، به اميد اينكه باز هم سران اسلامى ايران در بازى مذاكره و بيا برو نقشى برايشان  پيدا كنند، با كمك طالبانى خواهند ماند .. كشاندن تجربه كومه له و فداكارى كمونيستها به پاى مسله "كرد و براى كرد" شايد تغذيه سياسى روتين كارى اين دوران انتظار باشد.

 ١٥ اوت ٢٠٠٧

نوشته شده توسط عبدالله شریفی در 17:8 | موضوع:
• لینک ثابت   •