یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388
نمیگذاریم مرعوب کنید!
مساله بسیار ساده است. ما گفتیم و نوشتیم که زیر ضرب رفتن تشكل موسوم به دانشجويان آزاديخواه و برابرى طلب معروف به "داب" در جریان آکسیون ۱۳ آذر ۸۶، بدون توهم به ارزیابیهای ذهنی و سطحی از توازن قوا بین مردم و جمهوری اسلامی ممکن نبود. نوشتیم که بانیان سیاست ماجراجویانه ای که از سر منافع فرقه ای یک جنبش واقعی و لایه انسانی آنرا ملعبه و بازیچه قرار داد، باید پاسخگو باشند. پس از نتایج مخرب این سیاستها و بی مسئولیتیها، پس از اینکه در درون داب و از درون حزب مدافع آن بی مسئولیتیها نیز، فاکت های روشنی این ماجراجوئیها را مستدل کرد، کمپین ترور شخصیت و هتک حرمت منتقدین آغاز شد. و ما گفتیم این رونویسی از شیوه های مجاهدینی اما در صف جماعتی است که ناسلامتی خود را کمونیست و بدتر از آن "حکمتیست" نام گذاشته اند. در آخرین دور یورش برای خفه کردن هر صدای ناراضی در درون خود، دبیر اجرائی این حزب، "خالد حاج محمدی" در بيانيه رسمى و علنى خطاب به اعضا و كادرهاى حزبشان ظاهرا، خطاب به ما، از جمله چنین نوشته است:
"نقشی ڪه این طیف بازی میڪنند به لاشخوارانی شبیه اند ڪه در انتظار سقوط عقاب زخم خورده ای نشسته اند. در این فضا بخشی از ناراضیان حاشیه نشین و تسلیم طلب٬ ما را به آوانتوریسم و ماجراجویی متهم میڪنند تا پاسیو بودن و تسلیم طلبی خود را محق بدانند. .... دنیای امروز اینها و تلاش مزبوحانه آنها علیه ما بخشی از عوارض جنگ ما و جنبش ما با جمهوری اسلامی است... اما هر ڪس و جریانی در دل این جنگ به ما٬ ... به هر دلیل شلیڪ میڪند٬ سر جایش خواهیم نشاند. ما از ڪسی نخواستیم سرباز بی جیره و مواجب جنگ رژیم با ما باشد٬ اگر ڪسی خود چنین انتخاب ڪرده است٬ گناهش گردن ما نیست.... جواب هر یاوه گو و لاشخوری را ڪه چشم امید به شڪست ما در این جنگ بسته اند را ڪف دستشان خواهیم گذاشت."
تصمیم گرفته اند ظاهرا خطاب به ما، اما در واقع برای ساکت کردن هر صدای نارضایتی و ارعاب وجدان های هنوز تسلیم نشده و بیعت نکرده صفوف خود، "حسابمان را کف دستمان بگذارند"!
بگذارید خطاب به نویسندگان اخطاریه هذیان گونه "فرماندار نظامی" حزب مذکور اعلام کنیم: ما در کره مریخ زندگی نمیکنیم دوست اسبق! در جامعه ایران و با تاریخ بسیار خونینی طی سی سال اخیر سروکار داریم. مردم ایران، طبقه کارگر ایران و جنبش برابری طلبانه و دنیای تفکر و روشنفکری و عدالتخواهی خاطره بسیار سنگین و غیر قابل تسکینی از حذف فیزیکی عزیزترین لایه انسانی اش را در حافظه اش با خود حمل میکند. هیچکس کشتارها و نسل کشیها و قتل عامهای سیاسی سالهای ۶۰ و ۶۷ را و فاجعه های انسانی در کردستان را فراموش نکرده است، هیچکس خاطره تلخ حذف فیزیکی انبوه وسیعی از انسانها و کشتار ۱۰۰ هزار مخالف سیاسی جامعه ایران را نمیتواند فراموش کند و فراموش نخواهد کرد. اما لطفا اندرز ندهید! همه میدانند که جنایتکاران این فاجعه های انسانی، جز سران رژیم اسلامی و اراذل و اوباش آنها در نهادهای امنیتی و شرعی نیستند. سوال اما، بی درایتیهای جریانات اپوزیسیون، ماجراجوئیهای فرقه ای و عدم تشخیص شرایط و توازن قوا برای کم کردن هر اندازه ممکن از دامنه این فجایع انسانی است. جهت اصلی تعرض شما، ساکت کردن این حس کنجکاوی و تحرک این وجدانهای جویا و مدافع حقیقت است. ما، اما، نمیگذاریم حتی صفوف خود شما را در مورد بازبینی سیاستهای ماجراجویانه و ضداجتماعی رهبری حزب شما در جریان ۱۳ آذر ۸۶ مرعوب کنید. "حق جستجو و اطلاع از حقيقت در مورد کليه جوانب زندگى اجتماعى" و مبارزه با "سانسور"، حق هر شهروند، از جمله کسانی که در حزب شما هستند، یک اصل برنامه ای ما مدافعان کمونیسم کارگری است. هنوز به جائی نرسیده، نمیتوانید به اتکا آپارات حزبی و مقام "دبیر اجرائی" حق اعضا و کادرهای خود را از دستیابی به حقیقت سیاستهای مخرب رهبری و "کمیته داخل" در این ماجرا، "سانسور" کنید.
به همین دلیل است که هر انسانی که دو روز در جامعه تحت سلطه جنایتکاران اسلامی زندگی کرده باشد، این بی مسئولیتی ها و عدم تشخیص دورانهای پیشروی و یا عقب نشینی را بر مجاهدین نبخشیده و نمی بخشد. جامعه تاکنون هم، سیاست ماجراجویانه از سر منافع سازمانی و فرقه ای مجاهدین را در نمایش قدرت "میلیشیای مجاهد" در خیابانهای تهران، در آستانه تعرضهای سراسری جمهوری اسلامی در خرداد ۶۰، زیر سوال برده است. هیچکس توجیهات به قتلگاه روانه کردن ده ها عضو مجاهد و مردم بی خبر را با افسانه سرائی از عملیات ماجراجویانه مجاهدین در "فروغ جاویدان" از اینها نپذیرفت و تهدیدات و شخصیت شکنی ها و انقلاب ایدئولوژیکها نتوانست زبان مدافعان حقیقت را در کام بکشد. همان وقتها برادر رجوی هم که رهبری حزب خالد حاج محمدی به تکرار مینیاتوری سیاست های او روی آورده است، به صف چپ و کمونیستها و آزادیخواهان چنین هشدار داد: "آنقدر توی سرتان میزنیم که بالا بیاورید". اما گویا انتقادات به مجاهدین از مقوله دیگری است؟ چون در تعبیر رهبری حزب حاج محمدی اگر همان روشها در ماجراجوئی با حرکت بخشی از دانشجویان آزادیخواه و کمونیست از جانب نیروئی به نام چپ غیر اسلامی بازسازی شود، پرواز "عقاب" سیاسی نام میگیرد!؟
آیا این شیوه و لحن "بانزاکت" که از طرف مقام دبیر اجرائی حزب "حکمتیست" بکار رفته است، میتواند زبان منتقد مدافع حقیقت و پس زدن سیاستهای غیر مسئولانه و ماجراجویانه را ببُرِّد و حق جستجو و اطلاع از حقیقت را از جامعه سلب کند؟ آیا با نشانه گرفتن جبهه آزادیخواهی و سوسیالیسم، اینها قادر خواهند بود مناسک انقلاب ایدئولوژیک و سنت جریان ضدانتقادی را در صف خود تحکیم کنند؟ همه شواهد دال بر این است که این تلاش عبث، حتی در درون جریانی که به شکل یک فرقه غیر سیاسی درآمده است، پس زده شده است. دلیل اصلی بالارفتن عیار بددهنی و شکستن همه مرزهای موازین مدنی در جدال با مخالفین سیاسی، ادامه کمپین ترور شخصیت و از دست دادن اختیار و کنترل مشاعر رهبری این حزب، همینجاست.
هیچکس توجیه اشتباهات و سیاستهای غیر مسئولانه حزب توده در ماجرای کودتای ۳۲ را به آنها نبخشیده است. هر کسی که تعصب و جهالت سکتاریستی او را خرف نکرده باشد، مسئولیت رفتارهای فرقه ای و ماجراجویانه و بازیگوشی با امر آزادیخواهی، منافع و مصلحت مبارزاتی مردم در جریان خیره سریهای مجاهدین در خرداد ۶۰ و در تابستان ۶۷، به حساب مدافعین آن ها در رهبری مینویسد. جامعه، صف آزادیخواهی و سوسیالیسم زیر تهدیدهای دن کیشوتی مقام اجرائی حزب "گرامی" آقاى حاج محمدى از حق دفاع از حقیقت و حق بی قید و شرط آزادی بیان کوتاه نخواهند آمد. این حق، محصول سالیان مبارزه مردم علیه حکومتهائی است که به ضرب ترور و شکنجه و حذف فیزیکی ده ها و صدها و هزاران انسان آزاده، نتوانسته اند از جامعه بشری دریغ کنند. اطمینان میدهیم که در برابر اتهامات و تهديدات و ادامه کمپین هتک حرمت مخالفین سیاسی، نمیگذاریم حتی در صفوف خود شما حکومت خفقان و سانسور برقرار کنید، "وحشت" زهره ترکمان نخواهد کرد و مدافعان لجوج بی درایتی، و سیاستهای غیر مسئولانه و ماجراجوئی فرقه ای با زندگی مردم و تحركات سياسى و اعتراضى دانشجویان کمونیست، از زیر فشار مدافعان حقیقت و کمونیستهای مسئول و آزادیخواهان به این سادگی نخواهند رست. از همه و از جمله انسانهای شریف صف اینها نیز انتظار داریم، مرعوب نشوند و بخاطر تعصب فرقه ای خودسانسوری نکنند. ما به سهم خود تلاش میکنیم در برابر این نمایش بالماسکه ای و نوع مینیاتوری روشهای امتحان پس داده، حتی در صف باقیمانده حزب آقای حاج محمدی، نگذاریم خفقان ایجاد کنند تا برای این نوع "سیاست آوردن"های خود، کاروان کمپین "بیعت" با رهبری حزبشان را به مقصد برسانند. خیر دوستان گرامی! ما اجازه نمیدهیم تکرار سیاستهای نابخردانه در صف اپوزیسیون جمهوری اسلامی در فجایع سیاسی سالهای ۶۰ و ۶۷، با مناسک انقلاب ایدئولوژیک و راه اندازی کمپین لجن پاشی به مخالفان سیاسی تان، زبان مدافعان حقیقت و صف آزادیخواهی را در کام بکشد. اطمینان میدهیم که کمپین ترور شخصیت شما، نگاه کنجکاو جامعه را به سیاستهای مخربی که یک لایه کمونیست جوان و تازه وارد شده به صحنه سیاست را در ماجرای ۱۳ آذر ۸۶ به نابودی و انزوا و دربدری و یاس و پشیمانی و اعتراف علیه خود و رفقایشان کشاند، کور نخواهد کرد.
داوران منصف تاریخ، تند پیچ ۱۳ آذر ۸۶ را نیز قطعا قضاوت خواهند کرد و سیاستهای غیر اجتماعی در این دوره را در کنار رفتارهای غیر مسئولانه و فرقه ای جریانات سیاسی اپوزیسیون در سالها و دوره های رژه بخود غره میلیشیای مجاهد در سال ۶۰ و نمایش تانکهای اهدائی رژیم بعث در عملیات فروغ جاویدان سال ۶۷ قرار خواهند داد. ما، در این رابطه در دفاع از اعتبار و حرمت کمونیسم و اصول و مبانی رفتار کمونیستها در برابر مخالفان سیاسی خود، علیرغم تعرض لگام کسیخته ای که به حیثیت و حرمت فردی و سیاسی مان شد، گامی در دفاع از حقیقت عقب ننشستیم. حزب اتحاد کمونیسم کارگری، مبارزان کمونیست و کمونیستهاى ديگرى که در این دوره بیادماندنی، حسابگریهای ناشی از ادامه زندگی در اختلافات پیشین و "درونی" را به تاریخ واگذار کردند، در دفاع از اصول انسانی کمونیستی و رعایت مبانی جدل مدنی با مخالف سیاسی، حرمت و احترام خود را در جامعه بالا بردند.
بی تفاوتی دیگران، بویژه نیروهائی که نام خود را "چپ" و سوسیالیست و کمونیست گذاشته اند، در برابر باب شدن شیوه های مجاهدینی توسط امثال خالد حاج محمدی و رهبری اش، مجاز نیست. از مدافعان تحصیلکرده فرهنگ مدرن، از طرفداران حفظ حرمت و حقوق مدنی مخالفین سیاسی، از حامیان ایجاد فضای امن و متمدنانه در صف اپوزیسیون جمهوری اسلامی، سکوت غیر قابل توضیح است، غیر قابل توجیه است. از سوء استفاده جماعت ناسالمی که بازی با کدهای امنیتی "فعالیت" سیاسی در دنیای مجازی؛ و هویت غیر اجتماعی آنها است، از تولید و بازتولید ادبیات ضدکمونیستی محفل منحط "گرایش سوسیالیستی"دوخردادی، نترسید.
کاری بکنید، حرفی بزنید!
۸ مه ۲۰۰۹
آوات شریفی، ایرج فرزاد، داریوش نیکنام، عبدالله شریفی، غفار غلام ویسی و فهیمه قطبی
سه شنبه یکم اردیبهشت 1388
اين پرونده مختوم نيست!
بيانيه اخير دفتر سياسى حزب حكمتيست، در مورد اوضاع سياسى ايران به تاريخ آپريل ٢٠٠٩ سكوت نسبتا طولانى كنگره و پلنوم و جلسات متعدد را شكست۔
محتوى اين "مصوبه" چيزى غير از تكرار مواضع قبلى و در حقيقت اعلام مجدد موضوع نبود۔ محرك اصلى مبادرت به انتشار اين بيانيه نه اوضاع سياسى ايران و نه اعلام تدوين سياستى جديد بلكه بستن اختيارى پرونده موسوم به حركات اعتراضى ١٣ آذر دانشجويان "داب" ميباشد۔
توجيه سياست ماجراجويانه و مضر و غير كمونيستى حزب حكمتيست در قبال تحركات دانشجويى را قبلا و در نوشته هاى مختلف مورد بررسى قرار داده ايم، اما آنچه كه مركز عصبى بيانيه اخير است فراتر از ارزيابى مجدد از اين حركت است۔ لازم است در اين جا به چند نكته در اين رابطه اشاره شود۔
١۔ صحنه سازى سياه و سفيد در رابطه با اين حركت برمحور دو موضع هم بستر، قرار است در قالب بيانيه به اسم رهبرى اين حزب بار ديگر ثبت شود۔ اگر توجه كرده باشيد نزاع خانگى تز "نئودوه ايسم" بهمن شفيق- كورش مدرسى در مقابل ايرج آذرين - رضا مقدم، به فرهنگى تمام عيار مبدل شده است۔
نويسندگان اين حزب در هر موردى اظهار نظر كرده باشند، با ربط و بيربط واژه هايى رمز گونه به طرف مخالفين خود پرت ميكنند "فلان جريان نئوتوده اى شده" و "فلانى پروكاتور پليس" است۔ "شاخه اطلاعات جمهورى اسلامى در اپوزيسيون" ووو در نوشته جات و نشريات اين جريان موج ميزند۔ اين عدم تعادل و غير سياسى كردن فضا از مرز گذشته است. اتفاقا اين هستيرك شدنها دلالت بر پنهان كردن پاشنه آشيلى است كه بيانيه قصد مختوم اعلام كردن آنرا دارد۔
بديهى است كه حركت آزاديخواهانه دانشجويان و كلا تحركات آزاديخواهانه و چپ در دانشگاه در مقابل استبداد و جنايت جمهورى اسلامى قابل تحسين وقابل دفاع است و جايگاه خود را دارد، اما رفتار رهبرى حزب حكمتيست به اين ماجرا از اين جنس نيست۔ از اين حركت معين براى خود هويت ساخته اند، تعصب سازمان داده اند، جالب اين است كه صاحبان اصلى اين تحركات تا آنجا كه چيزى گفته باشند مغاير روايت رايج اين حزب است۔ و نيروى انسانى نجات يافته از چنگال خونيين رژيم اسلامى هم چه در عمل و چه در آن درجه كتابت موجود از اين جريان دور و دورتر شده است۔ پس اگر معيار را روندها و عينات و داده هاى موجود بگيريم، كل مشاهدات به ضرر اين حزب گواهى ميدهند۔
٢۔ از مفاد بيانيه چنان پيدا است كه كمونيزم حزب كورش مدرسى با صراحت و زبان حال خود جايگاه و نوع كمونيزمش را برملا كرده است۔ در ميان اين همه اعتراضات پراكنده و راديكال كارگرى، از منظر اين جريان دانشگاه پرچم كمونيزم را بر افراشته است!!معلوم است كه اين همه جنگ و جدال كارگران هفت تپه، شركت واحد، لوله سازى، پتروشيمى، نساجيها و غيره كه بيوقفه اما پراكنده و روزمره در جريان است، نزد اين نوع كمونيزم جايگاهى ندارد۔
٣۔ سر انجام معلوم نشد گارگر بايد در گارد آزادى ناموجود سازمان دهى شود يا در مجامع عمومى، اگر كسى اين فراخوان را جدى بگيرد خوب لابد شرايط و تاكتيك اين سازمان يابى را هم جويا خواهد شد۔ اما چه باك اين بيانيه قرار نيست براى كسى چيزى توضيح دهد، اين بيانيه رو به درون صفوف خود دارد، اين بيانيه بيان فشرده تناقضات درونى اين حزب را نشان ميدهد۔ تناضاتى كه با پس گرفتن پنهانى منشور سرنگونى و گارد آزادى و غيره منجر شد۔ تناقض سايه كمونيزم منصور حكمت با سياست هاى دو خردادى و راست كورش مدرسى، اين تعارض جدى است كه اين جريان را بصورت فرقه اى غير مسول كه هر نوع انتقاد و مخالفت رابا زشت ترين و ناروا ترين اتهامات جواب دهند، مبدل كرده است۔
معلوم نيست كه اگر به اين آسانى ميشود كومه له را "شاخه اطلاعات" درون اپوزيسيون ناميد، اگر شخصيتى مانند ايرج فرزاد "پروكاتور پليس" است، ديگر چه جريان و شخصيتى قادر است در درون اين حزب "تعدد نظرات" در مخالفت اظهار نظر كند و چه جمعى جرات دارند كه مصوبه اى در اين حزب "قرارها و مصوبات" در مخالفت ارائه دهد و از اعطاى اتهاماتى نظير پروكاتور پليس و محاكمات درونى و غيره در امان باشد؟!
در خاتمه بايد گفت كه اگر اين بيانيه مصرف داخلى دارد، به همان درجه نيز بى ربط شدن اين جريان به كمونيزم و طبقه كارگر را نشان ميدهد، از حاشيه ميايدو در همان حاشيه ميماند۔
اما تا آنجا كه به تحركات آزاديخواهانه دانشجويان در مقابل رژيم اسلامى بر ميگردد، اين اتهامات و اين نوع بيانيه ها قادر به دفن اين تاريخ نخواهند بود۔ صاحبان اصلى اين حركت و انسانهاى كمونيست دخيل در اوضاع سياسى ايران ارزيابى و نقد خود را خواهند گفت و همه ماجرا را روشن و دقيق در مقابل قضاوت جامعه قرار خواهند داد۔
اتفاقا بررسى نقادانه به تاريخ، حركات بعدى جبهه آزادى را تقويت خواهد كرد، كسانى كه در مقابل ارزيابيهاى متنوع و متفاوت بيم و هراس نشان ميدهند، داستان وجودى خود را افشا ميكنند۔
٢٠ آپريل ٢٠٠٩

